یادت میره چقد از سادگیت زخم برداشتی
کی چی گفت رنجیدی
اصلا فلانی کی بود الان کجای زندگیته
الان خودت کجا داری سیر میکنی هدفات چی بود
فراموشی ینی رهایی از هر بندی اسارتی غلی زنجیری
فراموش کن بره
تصورت این باشه همین الان به دنیا اومدی
تویی و یه صفحه ی خالی از وجودت که هیچ نقشی روش زده نشده
.
تویی و یه دنیا خلاء
تویی و بی نهایت نور رو روشنایی ..
جونم به این خلسه