چقد برا این تولد اذیت شدم عصر بودم من از صبح زدم بیرون کار داشتم کادو و گل این همش دستم بود
تا عصر ک گف میریم فلان رستوران
من میدونستم دوستش تو اون رستوران میخواد سورپرایزش کنه اما خودش چیزی نکفت نمیدونم میدونست یا ن
بغد ک رفتیم رستوران یهو گفتن تولدت مبارک از اینحرفا نشستیم من نمیدونستم باید سفارش بدم یا ن بعد گفتم فلان چیز میخوام بعد جفتیم گفت ما مهمان فلانی کسی ک تولدشیم هستیم همچی گرفته اما اگ جیز خاصی میخوای بگیر منم دیدم کل منیو سفارش داده هیچی نخریدم بعد دو م رفتنی این دوستش ک این سوزپرایز چید بود رسید رو اورد رو میز من حواسم نبود چی گف اما دیدم پول تقسیم شده همه دارن برا صاحب تولد همونجاواریز میکنن 😐😐😐😐😐برگی برام نموند...بعدش هی صاحب تولد میگف شماره حساب بدید برگردونم من خجالت میکشم من ناراحتم من امروز کلی خجالت زده شدم دیگ نمیدونم اینا هماهنگ بودن یا ن اما از این رفتارها حالم بهم خورد !