2777
2789

نقاشی کردن رو دیوار و آینه با رژ لب

https://t.me/zhaazh_khaa  کانال تلگرامم⁦✍🏻⁩ «مرد را انسان معنی می‌کنند و زن را مونث؛ و هرگاه زنی مثل انسان‌ها رفتار کند، می‌گویند از مذکر تقلید کرده است.» سیمون دوبووار♀️=♂️پاترهد🧙🏻فدایی قلم به دست یعقوب لیث صفاری، حکیم ابوالقاسم فردوسی، علامه دهخدا و دکتر معین📝«بزار» نه و «بذار» (عکسا رو میگم)❌ مرگ ‌بر هکسره🤬 حمایت از راجع‌به_نه راجب_✌🏻

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دوست داشتم عروسک بدوزم ولی بلد نبودم

یه عروسک گربه داشتیم توش یه عالمه سوزن کرده بودم

دستت میبرید دست میزدی بهش

اَللّٰهُمَّ عَجِّل لِوَلیَّکَ الفَرَج اَدرِکنی یامَهدی

چند تا لیوان و ظرف کوچیک میشستم

بعد مامانم در حضور من به بابام میگفت امروز ظرفارو فلانی شسته 

بابام مثلا خوش حال میشد‌از کارم و تشویقم میکرد منم رو ابرا بودم 🥲😅

   رهایت‌ نمی‌کنم،مگر آنکه‌ مرا از قصد گم‌ کنی (:                           تاپیک هایی که از ۱۴۰۳/۱۱ ایجاد شده متعلق به من هستند                  

چون خودم نارنگی دوست داشتم، هر کی میومد خونمون فقط برای نارنگی پوست میکندم! مامانم میگه یه بار مهمون رودربایستی دار اومد خونمون منم همه نارنگیا رو پوست کندم گذاشتم تو ظرفش مامانمم بعدا از خجالتم دراومد😄

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

به نام خدا دزد قهاری بودم، طوری تابلو دزدی میکردم و جماعت رو گوش دراز فرض میکردم که نگو، همش 6 سالم ...

ولی من همش از جیب بابا مامانم دزدی می کردم 🤣 اونقدر کم برمی داشتم نمی فهمیدن

تولدم بود به مهمونا کیک ندادم گریه کردممم 

مامانبزرگم اومد چاقوش کنه گریه کردم باز گذاشت سرجاش صافش کرد شب ک خواب بودم به مهمونا نصف کیکم داده بود گفت بابات اومده خورده منم چیزی نگفتم دیگه 😂😆

خالم نمیذاشتم بیاد سر سفره حالا اون بنده خدا عبادت کرده همیشه تو اتاقش غذا بخوره

یه دایی داشتم اگر بدون کیک تولد می اومد خونمون راش نمی دادم🥲😭خدا رحمتش کنه:))))

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز