2777
2789
عنوان

شرین کاری بچگیتون 😅

| مشاهده متن کامل بحث + 112 بازدید | 25 پست
چند تا لیوان و ظرف کوچیک میشستمبعد مامانم در حضور من به بابام میگفت امروز ظرفارو فلانی شسته بابام مث ...

مامان من کار بلد بود یه چهار پایه کوچیک خرده بود واقعا ظرف می شستم 🤣 کودک کار بودیم

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

ولی من همش از جیب بابا مامانم دزدی می کردم 🤣 اونقدر کم برمی داشتم نمی فهمیدن

از قلک خونه هم دزدی کرده بودم، کلی سکه های پنج تومنی اینا، کلاس اول بودم، داشتم میرفتم مدرسه، تو کیفم صدا دادن مامانم شک کرد کیفم رو گشت و پیدا کرد و از خجالتم دراومد😂😂😂🤣🤣

مامان من کار بلد بود یه چهار پایه کوچیک خرده بود واقعا ظرف می شستم 🤣 کودک کار بودیم

الهییی😂

منم چهارپایه داشتم قدم نمی‌رسید 

ولی مثلا دو سه تا لیوان و چند تا ظرف کوچیک میداد بهم 

منم حس میکردم اورانیوم غنی کردم😁

مخصوصا با تشویق های بابام😂

   رهایت‌ نمی‌کنم،مگر آنکه‌ مرا از قصد گم‌ کنی (:                           تاپیک هایی که از ۱۴۰۳/۱۱ ایجاد شده متعلق به من هستند                  

روسری ها و کفش پاشنه بلند مامانم بر می داشتم با رژ فراوان از ای ور خونه به اون ور یا پا کوبیدن های سلیطه وارم تو وسط، بازار اونقدر گریه کردم تا یه کفش سایز سی پنج برای من یه ذره بچه بخرن اونقدر گریه کرده بودم صورتم بنفش شده بود🤣

روسری ها و کفش پاشنه بلند مامانم بر می داشتم با رژ فراوان از ای ور خونه به اون ور یا پا کوبیدن های س ...

🤣🤣

وای منم یه بار با مامانم رفتیم که واسه خودش کفش بخره منم گیر داده بودم به مامانم که باااید کفش زرده رو بخری 

انقدرم زشت بود 

فقط به خاطر رنگش😕

   رهایت‌ نمی‌کنم،مگر آنکه‌ مرا از قصد گم‌ کنی (:                           تاپیک هایی که از ۱۴۰۳/۱۱ ایجاد شده متعلق به من هستند                  

از قلک خونه هم دزدی کرده بودم، کلی سکه های پنج تومنی اینا، کلاس اول بودم، داشتم میرفتم مدرسه، تو کیف ...

یه بار نصف قرعه مامانمو برداشتم پول زیادی بود داشتن با خانومه حساب می کردن منم تو حیاط بودم جلوی خانمه برداشتم پولو ندید بعد خانمه قسم که فلانی پولت کامل بود حتما تو راه گم کردم رفته بودم تو خونه قایم کرده بودم🤣

یه بار نصف قرعه مامانمو برداشتم پول زیادی بود داشتن با خانومه حساب می کردن منم تو حیاط بودم جلوی خان ...

وای دیگه بدتر از این نمیشه به خدا 🤣🤣🤣 جای مامانت بودم خیلی از خجالتت در می اومدم 😂😂😂

وای دیگه بدتر از این نمیشه به خدا 🤣🤣🤣 جای مامانت بودم خیلی از خجالتت در می اومدم 😂😂😂

بعدش دو روز قایم کرده بودم نمی گفتم تا خانمه بنده خدا از پول خودش اورده بود می گفت تمام کوچه رو گشتم و..  من رو به مامانم گفتم کارت بده چند بار پول می گیری ازش  تازه خاله پولات اونقدر زیاد بود نصفشو من برداشتم 🤣

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792