کاری به بقیه موضوع ندارم فقط این قسمتش که میخوام بگم رو داشته باشید😶😶😶💔💔
مثلا بیست سال پیش زمانی که بدنیا اومده باشید مامانت تورو بده به همشهری خودش (شهر کوچیکه)
بعد تو یهو بفهمی اما به روی خودت نیاری اونا هم همگی بدونت مامانت و تمام خاله هات با دختراشون بعد همه با هم خوب باشه واسه مناسبت ها واسه همه چیز جونشون واسه همدیگه فدا کنند خاله و خواهر زاده اما بیست سال جلو تو سکوت کنند نفهمی و به رو خودشون نیارن و بیست سال باهات غریبه باشند 💔💔💔خاله ها با دختر هاشون همگی ...
دقیقا چه حسیه؟؟ مامان واقعیم رو چند بار از نزدیک دیدم در حد یه احوال پرسی غریبه ای
یکی از خاله هامم در حد همسایه 😵💫
بقیه هم از نزدیک باهاشون همکلام نشدم
سوال حاشیه ای نپرسید فقط این قسمت تلخ رو داشته باشید جای من بودید چه حسی داشتید ؟؟؟؟؟