من توی موقعیتی قرار گرفتم نمیتونم کاری انجام بدم ن برای خودم ن برای دیگران
بخاطر ی سری اتفاقات پدر و مادرم تصمیم گرفتن جدا بشن،تا اینجا اصلا برام مشکلی نداره
ولی بخاطر اتفاقاتی ک اکثرش مقصر مادرم بود پدرم باعث شد متنفر بشه و این وسط میگه حق نداری حتی جواب سلام بدی ،حقیقتا من ۱ ساله ک مادرمو نمیبینم و ن ارتباطی...
دارم زیر بار این مشکلات خورد میشم فشار زیادی رومه
اگه میگین خانواده و اطرافیان بگن باید بگم ک خانواده بد تر بنزین میریزن رو آتیش
من تا حالا راجبش اونجوری حرف نزدم با بابام ولی مطمئنم قبول نمیکنه از اونجایی ک هر دقیقه گوشزد میکنه در ارتباط نباش از اتفاقات حرف میزنه و جونم به لبم رسیده
حس میکنم هر کس دیگه جای من بود درست عمل میکرد ن منی ک فقط مثل ی تماشاگر دارم نگاه میکنم
در ضمن ۱۶ سالمه