اینما مینویسم چون فقط میخام بدونم بعضیاتون چطور میتونید بی عدالتی های این دنیارو بپذیرید
منو نامزدم ۸ ماهه ک عقدیم یبار قبلا تو نشون از هم جداشدیم ک اونم بخاطر تصمیم یهویی و سرد شدن اون بود
دفه بعد بعداز چندماه اومد گف اشتباه کردم و منو ببخش و شرایط عقدمم پذیرفت و باهم عقد کردیم( بگم قبلشم چندباری بهم پیام داده بود من بهش گفتم فراموشت کردم و ارزوی خوشبختی و تمام)
اما ایندفه فکر کردم حتما قسمت اینه منم دوسش داشتم حتی وقتی قبلش چندبارم ردش کرده بودم بازم دوسش داشتم
به خدا توکل کردم و باهاش عقد کردم الان بعد از ۸ ماه که ما قرار بود بریم سرخونه زندگیمون و بخاطر دروغای اون نرفتیم بهم پیام داده ک اگ منو با این شرایط نمیخای بیا جداشیم
(شرایطش اینه که کلا هیچی تا ابد معلوم نیست بریم سرزندگیمون )
منو خونوادم تقریبا تصمیممونو گرفتیم ک جداشم چون واقعا غرورمو له کرده
الان فقط تنها چیزی ک ذهنمو درگیر کرده اینهک چرا خدا احازه داد به اینجا برسم مگه من بهش توکل نکرده بودم؟
میدونم که هرچی بشه ام حتما به صلاحمه اما به اینکه هیچ عدالتی نیست تو این دنیا فکرمیکنم دوسدارم بمیرم
من هزارتا خواستگار بهتر ازاون داشتم قبلش اما الان ک جداشم دیگه نه ابرویی برای خودمو خونوادم میمونه میشم یه زن مطلقه که مامان باباش تا ابد باید براش غصه بخورن