2777
2789
عنوان

نامزدم بهم پول نمیده

| مشاهده متن کامل بحث + 1092 بازدید | 84 پست
وای خدایا الان مردم به دوست پسراشون هم میدن بعد چرا خانوادت انقدر سخت گیرن

شانس منه

بخدا 7 تا نامزدی داشتیم تو همین یکسال

یکیشون ب عنوان نمونه دختر نیستن🤦🏻‍♀️

خدا حلال کنه یکی از اشناها هست

ک اونم اردیبهشت نامزدی کرد خرداد عقد هفته دیگه هم عروسیشه

ما یکساااااله نامزدیم

تو هستی،هستیه منو دلیل مستیه منو و هر انچه ارزوی من بود تو مقصد رسیدنی تو وارث دل منی همان که ارزوی من بود❣𝓐𝓵𝓲❣

.نترسون خودت رو و به نظرم یه بار با پدرش در خلوت حالا یا تنها یا با پدرت بشینین صحبت کنین اگه این م ...


.

ینی جوری باش که از ارزش هات برای چیزی یا کسی نزنی محکم باش نترس با خانواده ها صحبت کن

نهایتش اینه که توافق کنن ببینن الان خرج تو رو کی باید بده 

بزار خانواده ها در موردش حرف بزنن که تکلیف تو هم معلوم بشه و مثل توپ فوتبال باهات رفتار نکنن که اینا بگن اون باید خرج بده اون بگه نه اونا باید خرجتو بدن

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

خب ما شبا نمیمونیمهفته ای ی بار ک میاد ی ساعت میریم تو اتاقاونم باید در باز باشه خواهر 9 سالمم مدام ...

مگه غریبه است طرف بابا ما بعد عقد باهم شمال رفتیم کل عقد باهم بیرون می گشتیم ما حتی تو ماشینم یه سری کار می کردیم 😂😂😂

دقیقا منم دلم ی عطر میخواست از قبل عید ب دختر خالم گفتم بپرس ببینم چندهاومد دیدم خودش ک مجرده خریده ...

خخخ دقیقا ... شغل شوهرت چیه ؟ منکه نمبدونم پولاشو چیکار میکنه هیچوقت نپرسیدم ازش من خیلی بی زبون و بی دست و پام😂بهش تاحالا نگفتم ک بهم پول بده یا فلان چیزو بخر برام 

مگه غریبه است طرف بابا ما بعد عقد باهم شمال رفتیم کل عقد باهم بیرون می گشتیم ما حتی تو ماشینم یه سری ...

بعد جالبه میگه خانوادت نمیزارن

ولی خودشم حساس چرته

ما ی دفعه موقعیت برامون جور بود

خودش بهونه الکی اورد

تو هستی،هستیه منو دلیل مستیه منو و هر انچه ارزوی من بود تو مقصد رسیدنی تو وارث دل منی همان که ارزوی من بود❣𝓐𝓵𝓲❣

خخخ دقیقا ... شغل شوهرت چیه ؟ منکه نمبدونم پولاشو چیکار میکنه هیچوقت نپرسیدم ازش من خیلی بی زبون و ب ...

منم نمیدونم چیکار میکنه فقط میدونم هررر ماه داره دست کم 16 تومن قسط میده

ارتشیه

تو هستی،هستیه منو دلیل مستیه منو و هر انچه ارزوی من بود تو مقصد رسیدنی تو وارث دل منی همان که ارزوی من بود❣𝓐𝓵𝓲❣

جدی خودش دوست نداره ؟

ن ک دوست نداشته باشه 

فقط میدونم میترسه

هم ترس اینکه من چیزیم بشه حالم بد شه خانواده ها بفهمن

هم ترس اینکه باردار بشم قبل عروسی

تو هستی،هستیه منو دلیل مستیه منو و هر انچه ارزوی من بود تو مقصد رسیدنی تو وارث دل منی همان که ارزوی من بود❣𝓐𝓵𝓲❣

مال ماهم همینه اجازه نمیدن تا عروسی ولی ما رسم پارچه هم داریم بخاطر اونم سختگیرن

رسم پارچه وای باورم نمیشه هنوز این مزخرفات وجود داره اینکه شما بکارت داشته باشی یا نه مربوط به خئدت و همسرته و حریم خصوصیه شماس بقیه حق دخالت ندارن چه برسه به اینکه پارچه بدن من خودم قبل از عروسیم رابطه کامل نداشتیم چون معتقد بودم هر چی مرد تشنه تر بشه بهتره و عقد برای اشنایی بیشتره ولی کسی هم تا این حد دخالت نکرد ببخشید که میپرسم جنوبی هستید اخه شمال  کشور همچین چچیزی ندیدم البته بوده اما حتی مادربزرگ مادرمم همچین  رسمی رو اجرا نکرده و برای خیلی قدیمه

به او سلام نکردم، نه از بی‌مهری، که از دانستن. دانستن اینکه بعضی پیوندها، حتی اگر با لبخند آغاز شوند، پایانی جز درد ندارند. و ای کاش هیچ وقت نمی‌دانستم که تو آغاز دردی و آغاز پایان تمام من؛ پایان آرزوهای هزار رنگ دخترانه‌ام، پایان تمام زنانگی‌های رخنه کرده در وجودم. و من می‌دانستم که با آغاز تو، پایان خود را آغاز می‌کنم. و من رهایی از بند آغوشت را برگزیدم، که باز هم پایانی جز به آغوش کشیدن خاکستر آرزوهایم نداشت. و امروز در امتداد درد رها کردنت، به خود می‌پیچم. و این کم‌ترین بهایی است که تلاقی نگاه‌هایمان بهم داشت. و من ناگزیرم که بپذیرم، تو برای من در عظمت یک رویا باقی خواهی ماند. این درد آمیخته به عشق و حسرت، آخرین مرثیه‌ای بود که تو برای من باقی گذاشتی. و ما از آغاز وارثان درد بودیم و سال‌هاست که محکومیم به تحمل... تو زیباترین حزن من بودی. عزیزترین زخمم بودی.و اینکه با افعال گذشته از تو یاد می‌کنم، غم‌انگیزترین شکل انقراض است که برگزیده‌ام. یاد تو هنوز در قلبم زنده است، اما سایه‌ات بر زندگی‌ام سنگینی می‌کند. هر لحظه‌ای که بدون تو می‌گذرد، حسرتی عمیق در دل من می‌افزاید. تو به من آموختی که چگونه عاشق باشم و چگونه درد را احساس کنم. در یاد تو، لبخندها و اشک‌هایم گره خورده‌اند و هر خاطره‌ای از تو را به عنوان یک نشانه از عشق و فقدان می‌نگرم.و بزرگ‌ترین آموخته‌ام در این مبارزه نابرابر این بود که غم، بهایی است که برای عشق می‌پردازیم. و دردناک‌ترین قسمت آن این بود که هیچ وقت ندانستی دلم با ماندن بود؛ راه، اما راهِ رفتن... و تو نمیدانی چه رنجی‌ست، کشاندنِ تنِ خسته‌ای که خواهانِ ماندن بود.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792