من شب قبل کنکورم از کسی که دیوانه وار عاشقش بودم خیانت دیدم
عکس دیدم ازش
بعدش یه لحظه چشام تا شد کمرم شل شد کم اوردم نشستم
بعدش پا شدم با لبخند زوری طوری که داشتن گلومو پاره میکردن رفتم بیرون با مامانم بستنی خوردم
بعدش شب اومدم خونه و صدای گریه هام رو بالشت تو گوشمه هنوز
تازه ۱۸ سالم شده بود(: