2777
2789

شوهرم غیر مستقیم مجبورم می‌کنه که با خانوادش خیلی خوب و با محبت رفتار کنم 

یا کارایی که دوست ندارم برای مادرش انجام بدم،حالا نه که اون کارم کار سختی باشه ولی چون زورم می‌کنه بدم میاد 

فقط 33 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
بگو که نیستی فقط خدای جانمازها❤بگو که چاره سازی و خدای چاره سازها❤بگو که نیستی فقط خدای در سجودها❤تو در قیام سروها،تو در خروش رودها❤تو در هوای باغ ها،میان شاه توت ها❤تو بر لب قنات ها،تو در دل قنوت ها❤خدای من،چه بی خبر قدم زدم کنار تو❤رفیق من،چه دیر آمدم سر قرار تو❤قرار من،قرار لحظه های بی قرار من❤خدای من،یگانه ی همیشه در کنار من❤❤

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

هیچکس نمیتونه عقاید کسی رو تغییر بده بنابرین با اجبار ها ساختم الان بهتر میتونم زندگی کنم ...

البته این حرف من در خصوص خانواده هست چون هیچکس نمیتونه عقاید یک دهه ۵۰ رو تغییر بده بخاطر همین بهتره ساخت تا پافشاری کرد

اومدم بکنمت🙂                                                                 ولی گفتم گل که کندن نداره🥰🌹

اجبار روی نقطه به نقطه زندگی حتا انتخاب رنگ شلوار اینکه با کی دوست بشم با کی نشم (تازمیگفتن دوست خوب ...

هنوز دیر نشده

به بار تو روشون وایسا دیگه بعدش کم میشه

(می‌دونم من تو شرایط شما نیستم ولی خب هرچیزی راه حلی داره)

✔خیلی چیزها؛؛؛؛

حتی خنده های اجباری...

وقتی دلت پر از درده .گلوت پر از بغضه...

ولی مجبوری بخندی تا بچهات غصه نخورند.دلشون نگیره


قسمتی از سخن های کوروش کبیر:بودن با کسی که دوستش نداری و نبودن با کسی که دوستش داری همش رنج و عذاب است.پس اگر همچون مثل خود نیافتی مثل خدا تنها باش.واگر یافتی او را چنان حافظ باش که گویا جزوی از وجود توست.
هنوز دیر نشدهبه بار تو روشون وایسا دیگه بعدش کم میشه(می‌دونم من تو شرایط شما نیستم ولی خب هرچیزی راه ...

اوضام بهتر شد ولی متنها الان دیگه دوستی برام نمونده که بخوام بهاش برم بیرون زمان باعث شد بی حس بی سلیقه بشم (قبلا عاشق پوشیدن لباس ها ترند بودم ولی اجازش رونداشتم ) توی یک هفته پنج بار رفتم خرید ولی هیچی نتونستم بخرم چون دیگه نسبت به هیچی اون حس قبل رو ندارم محدودیت ها برداشته میشن ولی دیگه اون آدم سابق برنمیگرد که شوق زندگی داشت 

اونم می‌خواد بیچاره صلح و سازش برقرار کنه😂

وقتی خانواده خودش محبتی ندارن و اینقدر خشک و سردن بیخود می‌کنه 

مادرش کلا هیچ مسئله ای در مورد من براش مهم نیست مثلا میخواد من عین پروانه دورش بگردم که چی بشه

فقط 33 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
بگو که نیستی فقط خدای جانمازها❤بگو که چاره سازی و خدای چاره سازها❤بگو که نیستی فقط خدای در سجودها❤تو در قیام سروها،تو در خروش رودها❤تو در هوای باغ ها،میان شاه توت ها❤تو بر لب قنات ها،تو در دل قنوت ها❤خدای من،چه بی خبر قدم زدم کنار تو❤رفیق من،چه دیر آمدم سر قرار تو❤قرار من،قرار لحظه های بی قرار من❤خدای من،یگانه ی همیشه در کنار من❤❤
اوضام بهتر شد ولی متنها الان دیگه دوستی برام نمونده که بخوام بهاش برم بیرون زمان باعث شد بی حس بی سل ...

دقیقا همینه

هر چیزی تو یه سنی خیلی جذابیت داره

همین بیرون رفتن با دوست

تو نوجوانی مزه میده

بزرگ شی چه فایده ای داره؟!

من شوهرم مذهبیه اما تعصبی نیست. یه مذهبی غیرتعصبی. دیدید تا حالا؟

چیزی به من اجبار نمیکنه

من هم البته همیشه احترام میگذارم و پوششم معقوله و در عین حال امروزی

کلا اهل اجبار نیست

از الان گاهی راجع به حجاب و این چیزا با دخترم حرف میزنه تا اون هم اهل حجاب بشه اما باز هم اجباری نداره

با لبخند و قصه و اینا به دخترم یاد میده تا اگه خواست حجابو انتخاب کنه

راستش من هم بدم نمیاد

ته دلم میگم اگر دخترم حجاب رو انتخاب کنه چه بهتر

منم بهش افتخار میکنم اما فشار و اجباری در کار نیست و نخواهد بود

اما حالا مامان بابام می‌شنوند صورتشونو کج می‌کنند که نهههه و این چیزا چیه !!!

انگار یادشون رفته

تا ۹ سالم شده بود رفتند یه مانتو اپل دار کرم زششششت بلندددد برام خریدن با یه روسری آشغالی

مجبووورم می‌کردند بپوشم

۹ سالم بود بیست کیلو هم نبودم

بابام منو مجبووورم میکرد جلو پسرخاله ها که همبازیم بودن و شوهر خاله هایی که برام مثل پدر و پدر بزرگ بودند روسری سر کنمممم و مانتو بپوشم تو خونه

 خجالت می‌کشیدم انگار هم به خودم توهین میکردم هم به شوهر خالم که به من نظر داره انگار!!!

 اه حالم بهم خورد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز