من شوهرم مذهبیه اما تعصبی نیست. یه مذهبی غیرتعصبی. دیدید تا حالا؟
چیزی به من اجبار نمیکنه
من هم البته همیشه احترام میگذارم و پوششم معقوله و در عین حال امروزی
کلا اهل اجبار نیست
از الان گاهی راجع به حجاب و این چیزا با دخترم حرف میزنه تا اون هم اهل حجاب بشه اما باز هم اجباری نداره
با لبخند و قصه و اینا به دخترم یاد میده تا اگه خواست حجابو انتخاب کنه
راستش من هم بدم نمیاد
ته دلم میگم اگر دخترم حجاب رو انتخاب کنه چه بهتر
منم بهش افتخار میکنم اما فشار و اجباری در کار نیست و نخواهد بود
اما حالا مامان بابام میشنوند صورتشونو کج میکنند که نهههه و این چیزا چیه !!!
انگار یادشون رفته
تا ۹ سالم شده بود رفتند یه مانتو اپل دار کرم زششششت بلندددد برام خریدن با یه روسری آشغالی
مجبووورم میکردند بپوشم
۹ سالم بود بیست کیلو هم نبودم
بابام منو مجبووورم میکرد جلو پسرخاله ها که همبازیم بودن و شوهر خاله هایی که برام مثل پدر و پدر بزرگ بودند روسری سر کنمممم و مانتو بپوشم تو خونه
خجالت میکشیدم انگار هم به خودم توهین میکردم هم به شوهر خالم که به من نظر داره انگار!!!
اه حالم بهم خورد