بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
13 ساله ام بود. مامانم مجبورم کرد چادر سر کنم. یه چادر دوخته بود از جنس لیف حموم. متنفر بودم ازش. اینور اونور گیر می کرد و منم شیطون بودم. خیلی عصبانی بودم ولی مجبور بودم حرفشو گوش کنم. یه روز کیف مدرسه رو انداخته بودم پشتم و چادر هم روش. عین گوژ پشت نتردام شده بودم. بابام یکهو دید و به مامانم گفت آخه چرا بچه رو اینجوری کردی؟ خلاصه اونروز نجاتم داد بابام.
اجبار روی نقطه به نقطه زندگی حتا انتخاب رنگ شلوار اینکه با کی دوست بشم با کی نشم (تازمیگفتن دوست خوب نیست تو چرا میخوای دوست داشته باشی) خلاصه هم حالم رو تباه کردن هم آیندم