خیلی از حرفش بدم اومد من هنوز زایمان نکردم کم مونده
جلو شوهرم گفت باید ببرین حیاط با آب سرد بشورینش هر روز
منم گفتم بچه کوچیکه چجور ببرمش حیاط،سرمامیخوره
برگشت گفت بخور مهم نیست خودش خوب میشه
ولی همین عفریته عنتر وقتی جاریم زایمان کرد
مدام میگفت حواست باشه سرماخورده و فلان
منم سرماخورده بودم دو هفته قبلش خوب خوب بدم گفتم منو هم ببر بچه رو ببینم نبرد گفت مریضی کجا بیای
البته چند روز قبلش که سرماخوردگی تو بدنم بود بخاطر گرفتن کادو برد
بنظرتون به شوهرم گله کنم ؟
یا تیکه بیرونم
یا نگه دارم یه روزی گفت چی جوابشو بدم