امسال سال سومی بود که کنکور میدادم هیچی نشدم بازم رتبم نجومی میشه همه پشت سرم حرف میزنن و قضاوت میکنن هر سال زنگ میزنن میپرسن که خوشحال شن بچه های اونا همشون سال اول پزشکی مهندسی اوردن من هیچی قبول نشدم امسالم دختر عموم کم کم فیزیو میاره من هیچی نمیارم
باید بشینم خانوم دکتر خانوم دکتر گفتن های بقیهه خسته شدم از همین استرس و این زندگی گوه من بخوام برم دانشگاه بچه های اونا جشن فارغالتحصیلی دارن میگیرن خیلی دلم گرفت تولد ۲۰ سالگیم چند روز دیگست خیلی ناراحتم که هیچی نشدم همه وکیل وصی شدن به مادرم زنگ میزنن میگن بفرستش آزاد این قبول بشو نیست
یا میگن برو ت نظ ا م ما هم یه مشت همسایه اشغال داریم بیان تحقیق مطمعنم زیر ابم رو میزنن خسته شدم دارم دق میکنم از غصه به خدا