بچها تو خواب و بیداری بودم هنوز کامل نخوابیده بودم چشام بسته بود
مادربزرگِ بیمارم و دیدم که بهم گفت پدربزرگت(پدربزرگم فوت کرده)بهم گفته من راحت نمیمیرم
توی خواب خیلی ترسیده بودم که یهو مادربزرگم چیزیش نشه و سعی میکردم چشمامو باز کنم تا یکاری انجام بدم اما نمیتونستم ضربان قلبم بشدت بالا بود و بدنم بی حس
بنظرتون چی بود؟یه پیغام واقعی بود یا خواب بود؟وای خدا خیلی استرس دارم
بلافاصله بعد ازین که چشمم و تونستم باز کنم صدای تصادف از خیابون شنیدم انقدر بلند بود که بدتر وحشت کردم