فکر کردم تازه ازدواج کردی که انقدر حساسی من دو ساله ازدواج کردم اوایل چنان حرص میخوردم مثل شما دلم میخواست جیغ بکشم یا از ناراحتی انقدر عصبی میشدم که دلم میخواست موهای خودمو بکنم😂😂
دیگه دیدم فایده نداره اون که هرچی براش توضیح میدم تغییری نمیکنه منم اینطوری ادامه بدم دیوونه میشم دیگه زدم به بیخیالی و خودمو مشغول کردم با کتاب خوندن فیلم دیدن نقاشی کشیدن کلا یه دنیای جدا برا خودم ساختم الان همسرمو دوست دارم اونم دوستم داره ولی پذیرفتم که من نمیتونم مدلش رو تغییر بدم کلا اینطوریه که توجه و محبت بخصوصی نداره من باید برم سمتش و شروع کننده باشم اما درکل خوب و مهربونه
شما هم اول مدل همسرت رو بشناس بعد همونطور که هست بپذیرش و باهاش کنار بیا انتظار فراتر ازش نداشته باش.