دختر خالم باعث جداییمون شده بود چقدر چیز ازش برام گفت الان فهمیدم الکی گفته وگرنه چرا باید باهاش ازدواج کنه. چشمش دنبالش بوده و من احمق دارم میسوزم
خیلی عاشقش بودم
چقدر احمق بودم
روزی که رفتم پششت سرم زار میزدااااا
من دلم خنک میشد چون فک میکردم حرفا که دختر خالم گفته راسته
الان چجور رفتار کنم با این بشر ک زندگیم را نابود کرد ماخیلی همو میخواستیم،،، ینی عاشق اونم هست یا واسه حرص من رفت گرفتش
۷سال پیش من متاهل شدم این قضبه مال اون موقعس
ینی این مدت باهم بودن
خیلی داغونم از فکر