مامان بابام باهم قهرن .
منم با مامانم قهرم .
عمم زنگ زده که ما تو جاده ایم داریم از شمال برمیگردیم کلید گم شده تو ماشین شلوغه .بابامم کلی قسم خورد که امشب بیا خونه ما بچه ها رو اذیت نکن . عمم هم قبول کرد و داره میاد
بابامم پاشده داره کباب تابه ای درست میکنه سیب زمینی پوست کنده که سرخ کنه و ...( بابام هیچوقت به هیچی دست نمیزنه تو خونه اما چون خواهرش داره میاد پاشده آشپزی میکنه و جالب اینکه اصلا نپرسید چی درست کنم براشون ؟)
مامانمم تو اینستا میچرخه از حرصش تند تند داره رد میکنه
ناراحتمممممممممممممم