یکی اینکه یه کمد چوبی تا کمر توی پذیراییه که وسایل کار پدرم داخلشه یکی اینکه خودم اتاقم مشترکه و اتاق شخصی ندارم و بابت همین حس میکنم جالب نیست خواستگار راه بدم🫠
تو مانند رگههای نور که از میان درختان میتابند، کافی و زیبایی... نه آنقدر تاریک و نه آنقدر سوزان✨️| مشکل من: نه میتوانم دنیا را همانطور که هست بپذیرم و نه میتوانم دنیا را تغییر بدهم| •هرچیزی که بیشتر توی دنیا راجع بهش صحبت میشه، کمتر وجود داره| عاشق دنیای کتابها🌿💫
با چی؟ با اینکه کمد قدیمی تو خونتونه یا اتاقت مشترکه یا پذیرفتن خواستکار یا پذیرفتن شرایط زندگیت؟
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
عزیزم وقتی خواهر و برادر داری خب طبیعیه که اتاق مشتزک داشته باشی حالا چیز عجیب غریبی نیست واقعا
اینقدر تاپیک های ایراد از خونه دیدم اینجا خیلی حساس شدم روی خونمون
تو مانند رگههای نور که از میان درختان میتابند، کافی و زیبایی... نه آنقدر تاریک و نه آنقدر سوزان✨️| مشکل من: نه میتوانم دنیا را همانطور که هست بپذیرم و نه میتوانم دنیا را تغییر بدهم| •هرچیزی که بیشتر توی دنیا راجع بهش صحبت میشه، کمتر وجود داره| عاشق دنیای کتابها🌿💫
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
با چی؟ با اینکه کمد قدیمی تو خونتونه یا اتاقت مشترکه یا پذیرفتن خواستکار یا پذیرفتن شرایط زندگیت؟
پذیرفتن شرایط زندگیم
تو مانند رگههای نور که از میان درختان میتابند، کافی و زیبایی... نه آنقدر تاریک و نه آنقدر سوزان✨️| مشکل من: نه میتوانم دنیا را همانطور که هست بپذیرم و نه میتوانم دنیا را تغییر بدهم| •هرچیزی که بیشتر توی دنیا راجع بهش صحبت میشه، کمتر وجود داره| عاشق دنیای کتابها🌿💫
بابا دیوونه شانست رو از دست نده این چرت و پرت هایی که تو ذهنت هست رو بریز دور اون برای تو میاد نه بر ...
درست میگی
واقعا حساس شدم الکی😭
تو مانند رگههای نور که از میان درختان میتابند، کافی و زیبایی... نه آنقدر تاریک و نه آنقدر سوزان✨️| مشکل من: نه میتوانم دنیا را همانطور که هست بپذیرم و نه میتوانم دنیا را تغییر بدهم| •هرچیزی که بیشتر توی دنیا راجع بهش صحبت میشه، کمتر وجود داره| عاشق دنیای کتابها🌿💫
دیوار خونه ی ما یک تیکه اش گچش کنده، بود خواستگار هم راه دادیم، الان بیشتر از 10 سال هست خواهرم ازدو ...
چه خوب خوشبخت باشن
به نظرتون برای مردا مهمه این چیزا؟ باقی خونه خیلی خوب و ابرومنده البته
تو مانند رگههای نور که از میان درختان میتابند، کافی و زیبایی... نه آنقدر تاریک و نه آنقدر سوزان✨️| مشکل من: نه میتوانم دنیا را همانطور که هست بپذیرم و نه میتوانم دنیا را تغییر بدهم| •هرچیزی که بیشتر توی دنیا راجع بهش صحبت میشه، کمتر وجود داره| عاشق دنیای کتابها🌿💫
😶😶به خاطر این دو تا مشکل که تازه اصن نمیشه اسمشو گذاشت مشکل میخواین خواستگاری که از نظر خودتون خو ...
میدونم الکی حساس شدم واقعا ولی نمیدونم حس بدی دارم به این دو قضیه🥲شما باشی چطور حستو دور میکردی؟
تو مانند رگههای نور که از میان درختان میتابند، کافی و زیبایی... نه آنقدر تاریک و نه آنقدر سوزان✨️| مشکل من: نه میتوانم دنیا را همانطور که هست بپذیرم و نه میتوانم دنیا را تغییر بدهم| •هرچیزی که بیشتر توی دنیا راجع بهش صحبت میشه، کمتر وجود داره| عاشق دنیای کتابها🌿💫
منم اتاقم با داداشم مشترک بود مگه مهمه؟ اصلا ب ذهنم خطور نکرد بد باشه خواستگارم زیاد میومد خونمون😂 ...
باور کن منم فکر نمیکردم بد باشه اینقدر این جا تاپیک های ایراد از خونهی دختری که رفتن خواستگاریش دیدم، حس میکنم حساس شدم روی خونمون
تو مانند رگههای نور که از میان درختان میتابند، کافی و زیبایی... نه آنقدر تاریک و نه آنقدر سوزان✨️| مشکل من: نه میتوانم دنیا را همانطور که هست بپذیرم و نه میتوانم دنیا را تغییر بدهم| •هرچیزی که بیشتر توی دنیا راجع بهش صحبت میشه، کمتر وجود داره| عاشق دنیای کتابها🌿💫