وقتی جدا میشدی نا امید میشدی؟؟؟ به این فکر میکردی که همه راه ها بسته شده؟؟؟ ما هم دقیقا همینطوری هعی جدامون میکنند و من از خیلی سال پیش حس میکردم ی روز میگه دوستم داره و همینطور حس میکردم خیلی سختی میکشیم ولی الان امیدم استخاره بوده که کور شده خیلی شکستم خودشمداغونه حالش و چون یکمی مذهبی هم هست وقتی هعی به در های بسته خوردیم رفتاراش یکم عوض شده دیگه مثل قبل هر دقیقه پیام نمیده یا چیزای عاشقانه نمیگیه خودش بهم گفت میدونم دلگیری ازم ولی ی وقت اگه به هر دری بزنم و نشه داغون میشیم اینجوری ولی با این حال هعی باز پیام میده شامتو بخور قرصتو بخور فلان کارتو انجام بده غصه نخور و اینا