2777
2789

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

دوستای جدید پیدا کرد من و کلا گذاشت کنار😏

با اینکه من جز اولین کسانی بودم بعد از اینکه با خانواده اش اومده از شهر دیگه اومده بودن و دانش آموز جدید کلاسمون بود باهاش رفاقت کرده بودم 

خدایا چنین کن سرانجام کار  تو خوشنود باشی و ما رستگار💝

یکی بود پشت سرم غیبت کرد، یکی دیگه هم دوستی با بقیه رو به من ترجیح داد، ولی خب فکر کنم مشکل از خودم بود که بلد نبودم رابطه هام رو کنترل کنم، الان دارم سعی میکنم یاد بگیرم

تا به حال توی بیداری خوابیدید؟ این حالی بود که برای سال ها داشتم، حالا که بیدار شدم ویرانه نه ولی پوچی بزرگی در مرکز زندگیم میبینم، اما بازم این پوچی چیزی از خوشحالیم کم نمیکنه، چون بلآخره من بیدارم✨
یکی بود پشت سرم غیبت کرد، یکی دیگه هم دوستی با بقیه رو به من ترجیح داد، ولی خب فکر کنم مشکل از خودم ...

حالا من اگه بگم  که برگاتون می ریزه  من هر چی سرم میاد از دلسوزی منه

دوست چندین ساله که حسادت داشت کلا به همه چیز و ... ولی من کلا تحمل میکردم میگفتم اشکال ندارد و مخصوصا  توی همه مشکلاتش از محردیش تا ازدواجش پا به پاش غصه می خوردم براش و سعی میکردم کمکش کنم همیشه برام دعا میکرد خداکنه ازدواج کردی خوشبخت بشی آدمای خوب سراغت بیان، ولی وقتی ازدواج کردم نه تنها عمیقا خوشحال نشد بلکه وقتی دید همسرم خوبه حالش بدشد، درمحووع سه بار یا ۴ بار اومد خونمون هربار روی جهیزیه م ایراد میذاشت و دست کم می‌گرفت همش با تحقیر کردن زندگیم سعی می‌کرد حس بد خودشو آروم کنه. جالب اینجا بود فکر میکردم واقعا خوشحال میشه که لااقل من شبیه اون نیست زندگیم و همسرم خوبه. متاسفانه خوشحال نشد. یعنی نمیتونم بگم چقدر انرژی منفی ازش گرفتم . 

بقیه همیشه میگفتن که این آدم حسوده ولی من باز چشامو بسته بودم ولی دیگه از بهار باش کات کردم حرفامو بهش زدم و کات کردم. جالبه که اصلا دلم براش تنگ نشده چون یاد تحقیرکردناش میافتم با خودم میگم چقدر خل بودم تحملش کردم.


 حسود بود فک میکرد من الان رفتم تجربی، قراره زارتی دکتر بشم اون نشه  پشت سرم زر مفت میزد که این درسش خوب نبوده به چه امیدی رفته تجربی  جلوی خودمم میگفت بدبخت از وقتی رفتی این رشته افسردده شدی

منم بدون هیچ حرفی فقط دیگه پیام میده زر بزنه سین میزنم جواب نمیدم. 

بعدی 

کسی که همجا کنارش بودم حتی وقتی خانوادش ولش کرده بودن، رل میزد خواهر خودش بهش میگفت تو فلانی من پشتش بودم،میخواست درس بخونه مامانش بهش میگفت تو هیچی نمیشی بعد 5 سال حمایت

ی اتفاق خیلی بد برام افتاد و به هیچ جاش نبود

منم به روش اوردم

گفت منت میزاری 

کات کردم 

حالا من اگه بگم که برگاتون می ریزه من هر چی سرم میاد از دلسوزی منه

من کلا زیاد اهل رفیق بازی نیستم، اینایی که میگم یکیش دوستی نه سالم بود یکی سه ساله، وقتی رابطه ها طولانی میشن نگه داشتنشون سخت میشه انگار...

دلم یه پوسته باحال میخواد که صادق باشه و کنار هم خوش باشیم، هیییی

تا به حال توی بیداری خوابیدید؟ این حالی بود که برای سال ها داشتم، حالا که بیدار شدم ویرانه نه ولی پوچی بزرگی در مرکز زندگیم میبینم، اما بازم این پوچی چیزی از خوشحالیم کم نمیکنه، چون بلآخره من بیدارم✨
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ناشناس🩵🩵

verdigris | 2 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز