29 سالم بود تو این ۲۹ سال ب اندازه شمار انگستای یک دست هم خواستگار نداشتم
کلا نا امید بودم ک ازدواج کنم
کار داشتم .چهره متوسط و خانواده متوسط
عرضه دوست پسر داشتن هم نداشتم تا خواهر شوهرم جایی من رو دید قرار گداشت داداشش ببینم حتی زمانی ک دیدمشون مطمن بودم نمیان و ادامه نمیدن
اما روزگار چنان کرد ک اومدن خواستگاری و ۳ سال از ازدواجمون میگذره ازدواجمون کاملا سنتی بود اما خداشکر خیلی راصیم
صمن اینکه همسرم و خانوادش کاملا هم سطح خانواده خودم چ بسا از سطح بیشتر هم هستن