2777
2789
عنوان

دخترم چند روزه قهره لبوبو میخاد🙄

| مشاهده متن کامل بحث + 60496 بازدید | 857 پست
عزیزم گفتم حتی ی عروسک میخاستیم بخریم و از لبوبو گرون تر بود ولی خیلی قشنگ تر ،نخاست گفت فقط لبوبو

 عزیزم نمیدونم پیاممو میخونی یا نه 

میتونی بسته به وضعیت مالیتون هر ماه یا هر چند ماه روز اسباب بازی تعیین کنید ‌.اونجوری هم بچه با مفهوم صبر و انتظار آشنا میشه و هم چیزایی که دوست داره رو میخرین براش.

به قول یه کاربر اون بچه الان اون عروسکو دلش میخواد نذار براش بشه حسرت.

خدایا شکرت❤
من بچه سال نیستم ولی نمیدونم چه اصراری دارید که مفهوم ناکامی رو انقدر صریح و بیرحمانه و زودهنگام به ...

😂😂 ناکامی

لطفا ی صلوات یا حمد برای برآورده شدن حاجتم مهمونم کن🥲ممنونم دوست خوبم❤️دخترم تمام زندگیم🤗 ممنون میشم هم نظر نیستی ریپ نزنی 🥰

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

نه عزیزم اتفاقا میگه خوب شد نخریدم حیف پول. خوب شد مامان بابام حواسشون بود. ما خودمون هم بچه بودیم. ...

نه اصلا اینطور که میگین نیست یا شاید هم واسه هم صدق نمیکنه ولی من بالای سی سالمه ولی  هنوز چتد تا چیز که  تو بچکی میخواستم و برام نخریدن یادمه .  حتی گاهی اون احساس ناکامی که اون زمان تو ۵.۶ سالگی  رو با دیدن اون وسیله پیدا میکنم.


خدایا شکرت❤
۲ونیم میلیون ارتفاع ۱۸ سانتی خدای من ترسیدم ازشکلش این چیه دیگه

آدم شب عکسشو ببینه کابوس میبینه

جه برسه به خود عروسک 🤢

یک دفعه عالماً ،عامداً، مختاراً معصیت خدا را نکنید. این بالاترین ذکر است. ذکر عملی است. اگر همه ما این ذکر را داشته باشیم‌‌؛ همه ما با فضل خدا اهل بهشتیم 🌼🌾. اگر گرفتاری داری، برای مؤمن‌هایی دعا کنید که گرفتارِ همون مورد هستن؛ این موقع میشه که خدا و ملائکه برای شما دعا‌ می‌کنند 🌸😊.|سخنانی از آیت الله بهجت رحمة الله عليه|

والدینم جدا شدن از هم وقتی دبیرستان بودم سال اول زیست نهایی بود با مامانم رفتیم بازار تا کتاب  نمونه سوالات فرزانگان بگیریم  تو ویترین یک مغازه یک جوجه بود اندازه انگشت فکر کنم جا کلیدی بود قیمتش یادم نیست خجالت کشیدم به مامانم بگم برام بخره  ولی خیلی دلم موند واسش هنوز هم یادش می افتم چند بار خوابش رو هم دیدم سنم اون موقع بالا بود فکر کنم یک ماه مونده بود واسه پانزده سالگی من توقع خاصی از هیچ کس ندارم تا حالا از کسی چیزی نخواستم ،استاتر الان که دخترت یک عروسک میخواد بخر براش بزرگ بشه کلی چالش تو زندگی داره که عاقلش کنه 

 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز