تا خودتون نگین کسی متوجه نمیشه منم چون همسرم اون موقع دستش تنگ بود و خودش هزینه عروسی هم میخواست کامل بده باهم تصمیم گرفتیم نقره بخریم گفتم به همه میگم طلا سفیده ...مادر شوهرم سه لنگ النگوش درآورد ب زور من برد برام سرویس خرید مامانم زنگ مادر شوهرم زد گفت نباید اینکار میکردی به منم حرف زد ک چرا گذاشتی النگوش بفروشه حتی مادر شوهرم گفت چیزی دیگه میخوای بردار گفتم ن البته اون موقع یکو نیمش شوهرم داد چهار تمنش همسرم.طلا گرمی ۱۴۵ هزار بود ...همون سرویس رو بخاطر زمین فروختم والنگوهامو.😂مادر شوهرم ب شوهرم حرف زد ک چرا سرویس فروختی منم بهش گفتم من مجبورش کردم فروخت وگرنه همسرم دوس ن اشت طلام بفروشه .البته دستبندش دارم😂
خداروشکر بعد از اون برام طلا هم زیاد خرید توکل ب خدا کم کم میخرین
انءشالله خوشبخت بشین .