من و خواهرام که همه دهه شصتی هم هستیم وقتی دختر خونه بودیم جرئت نداشتیم یه رژی چیزی توی عروسی ها بزنیم
یادمه عروسی پسرعمم بود هممون موهامون بابلیس کشیدیم و رژ صورتی زدیم و یکمی ریمل حدودای ۱۸ تا ۲۵ سال سن داشتیم
لباس ها هم همه موجه و بلند و....چه حرف و حدیث هایی که پشتمون نزدن و مادرم چقدر تا مدت ها بهمون غر میزد و سختگیری هاشون بیشتر شد و....خلاصه اکثر مراسم ها زهر مارمون میشد
الان دخترا و نوه های خودشون خط سینه و نافشون هم معلومه بعضا
از آرایش و لختی بودن و لباس و رنگ و لایت مو و....
الان کسی جرئت میکنه حرفی بزنه به اینا؟
مادراشون میخورن آدمو
مادر ما زبون نداشت هر کس از راه میرسید یه حرفی به ما میزد
خیلی حرصم میگیره جوونی مارو زهر مارمون کردن ودخترای خودشون الی ماشالله