اینکه چجور با فیلم و بازی وارد خانواده داماد شد بماند
الان داماد بیماری سختی گر فته دامادی که همه دخترای فامیل آرزوی همسریش رو داشتن همه از ادب و معرفت و اخلاق خوبش و کاری بودنش و با وفاییش خبر داشتن اما پدر احمق داماد با گیجیش این زن رو وارد این خانواده کرد
بعد ازدواج این زن نامرد اونقدر از لحاظ مالی بهش فشار آورد برای خرید وسایل خونه و طلاهای زیاد هر هفته یه لباس جدید غذاهای گرون بیرون رفتنای زیاد اخلاق وحشیانه و مرموزانه و بدش اونقدر فکر و خیال اوند تو سرش و مشکلات که قبلا داشت مریض شد
الان همین زن فقط و فقط به فکر خودشه تمام سرمایه پسره و به نام خودش کرده بجز یکی که اونم بدنبالش به بچش جوری یاد دادن که بچه ای که عاشق باباش بود الان میگه من بابای جدید میخوام این چیه مریضه
کل روز تو تفریح و خریدن و از پول خود این پسر راضی نیستن براش کاری کنن