2777
2789

الان تاپیک میخشکه، فکر کنم فقط تاپیک خیانت و آه و ناله مردم نظر میدن 😂

یه چندتا خاطره

همیشه حسرت روابط خواهر برادری مردمو ولی دیدم درسته داداشم مثل داداشای مردم نیست ولی خدایی با هم کمم خاطره نداریم 

اول اینکه داداشم معلمه، روز معلم که با کلی کادو اومد اول از همه بین کادوهاش گلهاشو جدا کرد تقدیم مامانم کرد و دستشو بوسید 😂😂

کتابای رمانو داد به من : خواهرگلمم اینا رو لطف میکنم میدم به تو استفاده کن (منم که میدونم اصلا بخاطر این نیست که میزان مطالعه آقا داداشم خعلییی زیاده 😂) 

روان نویسا رو داد به آبجی کوچیکم : میری مدرسه پول خودکار الکی از بابا نگیر 😂

تهش چهارتا زیر شلواری و زیر پوش و جوراب و پول و کمربند و لوازم دیگه رو خودش برداشت 🤦‍♀️😂

هر ازگاهی واسه دانش آموزان دعا میکنم کادوهاشون کاربردی بود خیرش به مام رسید 😁



یکی دیگه 

من دوران نوجوونی شیطنت زیاد داشتم، پسرایی که از طریق گروه های روبیکا مزاحم میشدنو بلاک نمیکردم، چندساعت یا فوقش دو روزی باهاشون تو همون روبیکا حرف میزدم اطلاعات غلط راجب خودم میدادم (مثلا کاملیا 18 تهران منطقه فرشته 😂) سر به سرشون میذاشتم بعد بلاک میکردم 

قصدمم جدی نبود چون میدونستم کسی که از طریق فضای مجازی میاد هدفش جدی نی مخصوصا که نوجوونم بودن (البته الان یادش میفتم عذاب وجدان دارما) 

حالا داداشم یبار به صورت خیلییی اتفاقی پیامای این پسرا رو دیده بود. اومد تو اتاق من گفتش ببین آبجی (حالا همیشه منو یابو صدا میزنه ها😂) من اون پسرا رو که فحش کش کردم ننشونو آوردم جلو چشمشون ولی با تو کاری ندارم چون خواهرمی (غلطی نمیتونست کنه بخاطر بابام 😂) 

ولی روابط دختر و پسر بدرد نمیخوره و ازش به جایی نمیرسی و پسرا آدمای درستی نیستن و اینا (واقعا پسر پیکمی ای هسش 😔😂) 

حالا اینا رو می میگفت؟ کسی که خودش بعد از مکالمه با فاطمه‌ی عزیزش میرفت سراغ چت با رویای قشنگش و بعدش دیت حضوری با مبینا جونش 🤦‍♀️😂😂

بعد نصیحتم می‌کرد میگفت خواهر گلم روزی دو صفحه نهج البلاغه بخون سخنان حکمت آمیز امام علیو ببین که پسرشو چه طوری نصیحت میکنه، یاد بگیر ازش 😂

حالا اینش خنده داره که می‌گفت من سه بار کامل نهج البلاغه رو خوندم، اونم داداشی که آخرین بار که کتاب باز کرده سال دوازدهمش بوده 😂😂

بابامم برگشت گفت یکم کمتر خالی ببند من با 50 سال سن هنوز نهج البلاغه رو کامل نخوندم 😂


یبارم جنگل بودیم آبجیم داشت نون می‌آورد یهو پلاستیک پاره شد کل نونا ریخت رو زمین 😂

آبجیمم سریع برگشت گفت من چیکار کنم پلاستیک پاره شد، چون تند و پشت سرهم این جمله رو گفت یکم لحنش عوض شد، داداشمم تا یه سال مسخرش می‌کرد و میگفت من چیکا کُنِم پلَستیک پاره شد 😂😂

منم هربار غش میکردم 😂

چندوقت پیشم مامانم گفت معلوم نیست اون نونایی که افتاده بود زمین و ما تکوندیم و خوردیم با پی پی گوسفند ترکیب شده بود که وضعمون اینطوری شده 😂🤣🤣

نگید چرا خوردید جدی نون نداشتیم دیگه وسط جنگل 😂


در کل دوستان خواستم یکم شاد بشید، دنبال زیربغل مار هم نباشید با اگه توی تاپیکم چیزی نوشتم که به مذاقتون خوش نبوده لطفا نظر مخالفتونو نگه دارید و بیان نکنید چون تاپیک خنده داره و تجربه شخصیه، تاپیک تحمیل عقاید و نظرات نیست 🤍

نیازی نیست حتما انسان بزرگی باشید، تنها انسان بودن کافیست!         زندگی برام یه گُلِه، یه گل خاردار که با قضاوتهای بقیه وحشی شده، که هروقت هر اتفاقی افتاده زندگیو محکوم کردن و بهش لعنت فرستادن و حالا خودِ همون زندگی از همه خسته تره... من این گلو بغل میکنم با تمااام وجودم و با همه‌ی خارهاش، زخمی شدنمو به جون میخرم ولی تهِ تهش مرهم این گل آسیب دیده میشم و دوتامون با هم یکی میشیم 🙃💫✨                                                    1. حوصله بحث با کسیو ندارم پس اگه نظرت مخالفمه و دنبال تحمیل و بحثی ریپ نزن   2. با کسی سرِ جنگ ندارم ( جز آدمای خودبرتربین و کسایی که پز میدن) پس مراقب لحنتون باشید و از دستم ناراحت نشید   3. آقایون درخواست ندن                                                          ❤️‍🩹 هرکس داستانی دارد که اگر آن را کامل بخوانی هرگز نمی‌توانی از او متنفر باشی...! ( آروین یالوم)

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

من از داداششم یکسال کوچک تر هستم با اینکه الان عروس و داماد داره (چون هم خودش به قول مادرم شاش داشت هم زنش تو 15-18)ازدواج کردن ... اما من داداشم رو خیلی دوست دارم با اینکه 3تا به غیر اون داداش دارم ... ی روز 16 سالش بود مامانم روکش سیم رو ذوب میکرد برای ما کاردستی درست کنه مثل درخت که شکوفه هاشم ذرت بود .. برادر گرامی با فنک روکشش سیم رو آب کرد و به شوخی تکونش میداد.. گفت ببین بیبن مستقیم گذاشت پشت دستم .. تا یک ماه رد پلاستیک سیم رو دستم بود الانم حدودا جاش هست...

یه بارم 10 سال بود سوار دوچرخه ش شدم دامنم گرفت به چرخش وسط راه پاره شده با شورت برگشتم خونه تا چند ماه از خجالتم بیرون نمی رفتم.

من از داداششم یکسال کوچک تر هستم با اینکه الان عروس و داماد داره (چون هم خودش به قول مادرم شاش داشت ...

عالی بوددد 😂😂🤣

خدا داداشاتو حفظ کنه برات 😂🤍

نیازی نیست حتما انسان بزرگی باشید، تنها انسان بودن کافیست!         زندگی برام یه گُلِه، یه گل خاردار که با قضاوتهای بقیه وحشی شده، که هروقت هر اتفاقی افتاده زندگیو محکوم کردن و بهش لعنت فرستادن و حالا خودِ همون زندگی از همه خسته تره... من این گلو بغل میکنم با تمااام وجودم و با همه‌ی خارهاش، زخمی شدنمو به جون میخرم ولی تهِ تهش مرهم این گل آسیب دیده میشم و دوتامون با هم یکی میشیم 🙃💫✨                                                    1. حوصله بحث با کسیو ندارم پس اگه نظرت مخالفمه و دنبال تحمیل و بحثی ریپ نزن   2. با کسی سرِ جنگ ندارم ( جز آدمای خودبرتربین و کسایی که پز میدن) پس مراقب لحنتون باشید و از دستم ناراحت نشید   3. آقایون درخواست ندن                                                          ❤️‍🩹 هرکس داستانی دارد که اگر آن را کامل بخوانی هرگز نمی‌توانی از او متنفر باشی...! ( آروین یالوم)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز