۲۵ سالمه ۱۵ سالم بود پدر مادرم جدا شدن تا وقتی پدرم بود مدام کتک کاری میشد به خدا هر وقت که دعوادمیکردن فقط پلیس میتونست جداشون کنه کلانتری دیگه مارو میشناخت زنگ میزدم نمیومدن بابام شبا چاقو میزاشت زیر بالشش میخوابید هر دفعه دعوا میشد مامانم خونین و مالین میشد دو دفعه از دستش خودکشی کرد مامانم همیشه هیچی واسه خوردن نداشتیم دعوادکه میشد هر دفعه یه نصف وانت وسیله شکسته میدادیم ضایعاتی....از دستش فرار کردیم شهر بزرگ یه دفعه حتی نتونستیم خونه اجاره کنیم وسیله هامون موند کنار خیابون یه نفر ی اتاق رو پشت بومش بهمون اجاره داد واسه ۳ ماه بعد طلاق مامانم مریض شد الان ده ساله مریضه ماهی دو سه بار میبرم بیمارستان ی روزش قلبش ی روز کلیه ی روز کمر ی روز ریه یه روز میگرن یه روز زانو یه روز چشم یه روز گوش مدام تو بیمارستانام خودم دیگه نابود شدم فقط میخوام بدونم خدا چه جوری میخاد انتقام منو بگیره؟؟؟؟؟؟
دختر برنده دختریه که پسر بلاتکلیفو گذاشته کنار با این که خیلی دوسش داشته..❤️🩹من حماقت کردم عمرم تباه شد ولی تو اشتباه منو نکن...🙂
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
خب بازم نظرت خودخواهانه ستطرف داره از دردش میگهنه از وظایفشمنم مثل استارتر مادرم دوازده ساله مریضه و ...
منم برای سالهای طولانی بیماری و رنج مادرمو دیدم مثل همسالام نتونستم خوشی کنم همه ش تو بیمارستان و مطب دکتر همراهش بودم خیلی سخته رنج عزیزتو ببینی و کاری از دستت برنیاد کلا دیگه خوشی تعطیل