بچها منو شوهرم یکسال دوست بودیم
سرباز بود اون یکسال و حقوق اندکی داشت ک میداد پای قسط و..
الان ک ازدواج کردیم تازه سربازیش تموم شده . ۴ ماهه .
گفت ماشین ندارم براش ماشین خریدیم ک باهاش بره کار کنه.
تا ی صدای ریز میده میگه خراب شده
هر چی اون یه روز اسنپ کار کرده میده خرج ماشین.
الانم داییش گفته ی ماشین ۹۳ داره با این پژوی ۸۸ ک الان داره جابجا کنه و ی پولی بزاره روش بره راننده ی ی اداره بشه.
میگم دانشگاه برو
قرار بود بره، دیشب میگه پول ندارم
میگم قرعه بنویس
مگیه ماهی ۶ تومن زیاده بهم فشار میاد من حقوق ثابت ندارم.
میگم باشه من طلا میدم میزارین ماشینو ارتقا میدیم برو سر کار، یه وام مستاجری میگیریم طلا میخریم سرمایه میکنیم، میگه وای همچیو خیلی ساده میبینی. باز اگر ۳.۴ تومن ط درمیاوردی من میتونستم روت حساب کنم یچیزی.