الان یماهه دندون جلوم شکسته خیلی زشته و مشخصه اصلا نه میتونم حرف بزنم نه بخندم ۱۵ تا دندونم کشیدم عقب هیچی ندارم جلوم که این چندتا مونده دیگه پوسیدن و ریختن شوهرمم عین خیالش نیس اون کشیدنی هارم خودم به دندونپزشک خورد خورد دادم خدا خیرش بده. حالا گفتم یسر برم درمانگاهم ببینه شاید راضی شد این بدونه رو فعلا درست کنه من کم کم پولشو بدم چون روکش گرونه. خلاصه هفته پیش رفتم دکترم گفت فقط باید روکش شه اونم ۵تا دندونات چون همشون دارن میریزن شبش یهو مادرشوهدم گفت چیشد دندونتو چیکار کردی گفتم اره دندونپزشک گفت هزینش زیاد میشه منم که ندارم یهو شوهرم برگشت بهم گفت اسم دندونپزشکت چیه منم گفتم آقای فلانی. یهو شوهرم قرمز شد گفت من دهنتو سرویس میکنم رفتی پیش این. حالا اصلا نمیشناسش میگه چرا وقتی اونجا دندونپزشک زن داره تو رفتی پیش مرد. دادو بیداد کرد که یکاری میکنم ازاینجا فرار کنی بری خونه ننت این کارت واسه من مثل هرزگی میمونه تو خرابی کثیفی رو به مادرش گفت هروز میگه بچه رو ببرم بیرون یدور بزنم میره دنبال. ک.... دادن همه اینارو جلو مادرش هی میگفت داد میزد و هی فحشای هرزگی میداد منم گفتم تو ذهنت مریضه و خرابه و دیگه گریم گرفت نتونستم جوابشو بدم چون جواب بدی کتک میزنه اومدم نشستم آشپزخونه گریه کردم مادرشم داشت میگفت چرا اینجوری میکنی مگه چیشده ... الانم حرف نمیزنه میاد خونه به مامانش سلام میده و بااون حرف میزنه بمن محل نمیده. بخدا تو این یه هفتم گوشیم خراب بود داشتم دیونه میشدم فقط یبار با گوشی مادرشوهرم وارد سایت شدم اونم میخواستم به خواهرم پیام بدم دیگه نمیشد تاپیک بزنم. منو پسرم یه هفته یدون گوشی بودیم اینجام غریبم کسی رو نداشتیم که بریم یساعت خونش بشینیم.. خیلی دلمو شکسته تو این شبای عزیز فقط واگذارش کردم بخدا
یعنی انقد بدِ ادم بره پیش دندونپزشک مرد😔