یکی از پسرای فامیلمون چندماهه ازدواج کرده
خانمش رو زیاد ندیدم ۴،۵ بار شاید
امروز بیشتر از همیشه کنار هم بودیم
من خیبیلی سعی میکردم باهاش صحبت کنم احساس غریبگی نکنه ولی خودش زیاد صحبت نمیکرد
ولی چشم از من بر نمیداشت
اصلا هیچکس رو ب جز من نگاه نمیکرد
فقط چشمش ب دهن من بود ببینه با بقیه در مورد چی صحبت میکنم
اینقدر نگاهش سنگین بود
یکی از دخترای فامیل گفت فلانی چرا اینقدر بد نگات میکنه؟
مامانمم تا اومدم خونه برام اسپند دود کرده میگفت همش نگاهت میکرده از نگاهش احساس بدی گرفتم😂🤦🏻♀️
اصلا خیلی عجیب بود هرچی فکر نمیکنم نفهمیدم علتش چی بود