باباها غرور دارن احترام میخوان قبول شدن میخوان هواشونو داشته باشید ... الان اومدیم شهر دیگه دوست قدیمی بابام زنگ زد گفت باید ناهار بیای خونه ما ..دیدم بابام چقدررررررر خوشحال شد حالش عوض شد
گاهی وقتا تو اداره ها یا جاهای دیگه موقعی که بابامو تحویل نمیگیرن صدای شکستن دلشو میشنوم خودمم هزار تیکه میشم .... ... اون الان ۶۴ سالشه برای خودش سری بود شغل خوب اداره داشت که همه کارشون میفتاد بهش و هنوزم میفته مهربون بود ...