خیلی جالبه برام میگن آدم باید با کسی بره تو رابطه ک شناخت پیدا کرده و دیدن همو
من رفیق پسرداییم ی مدت با پدرشون خونه ما کار میکردن نزدیک یک سال رفت و آمد هی به من نگاه میکردن و نهایت ی صحبت ریز در حد شوخی با خانواده یا دائما با پسرداییم میومدن خونمون یعنی همیشه به من زل زده بود ولی در نهایت هیچ نتیجه ای نداشت هیچییییمورد دوم همسایه بود معلم یعنی چشم از من برنمیداشت منم همیشه اخم میکردم چون برام عجیب بود نگاهش آنقدر اخم کردم دیگه اصلا نگاهم نمیکنه با اینکه واقعا بهش علاقه داشتم و با همون نگاه تموم شد مورد سوم مداححح بود مذهبی و تو ی مجلس ک خادم بودم اولین روز حضورش منو دیدن زل زده بودن بهم چندبار سرم و انداختم پایین باز بلند کردم دیدم زل زده بعد مداحی هرچی رفتم سمتشون اصلا سرشون و از گوشی نیاورد بالا ولی موقع رفتن هم ک من داشتم کفش میپوشیدم و هواسم به ایشون نبود ایشون نگاهش رو من بود
حالا سوالم اینجاست چرا همه چی با ی نگاه تموم میشه؟ و هیچ حرکتی نمیزنن؟ بخاطر مکان و شرایطه؟ یا بخاطر رفتار های من ؟ اخهههه چرا واقعا من گیج شدم ببینید اینم بگم نگاه معمولی با نگاه کردن خاص واقعا فرق میکنه فکر نکنید توهم زدم