طرف خیلی باکلاسه بعد الان دو روزه خودش میگه بریم بیرون آخرش نمیاد مثلا دیروز گفت بریم گفتم بهت خبر میدم بهش گفتم اوکیع . بعد گفت کارم طول میکشه شب بریم گفتم نه نمیشه . بعد گفت ۴ و نیم به ظهر خوبه گفتم باشه . بعد گرفت خوابیذ بیدار نشد . بعد امروز باز گفت بریم منم گفتم فردا بریم گفت فردا کار دارم. گفتم ساعت چند
جواب نداد.
یعنی انقد حقیر پسره خیر فکر میکنه ورزشگاه و دکتره
با خوش میگه چه کسی هستم من عنه عننن. اگر امروز هم مثل دیروز کرد جوابشو هم دیگه نمیدم