آره ولی خودش مخفی کرده بود و تا الان ک حتی این همه ساااال میگذره هیچی نمیگفت حالا جالبه تو یه چی بگو قسمش بده نگه میره فوری تلفن میگیره دستش همه جا میگه وای اینو نگفته بود منم از خواهرش فهمیدم ولی خودش نمیذاشت خواهرش کامل بگه اشاره کرد نگو
کلا بشدتتتت بشدتتتت آنر یش سنگینی داره ببینیش میفهمی چی میگم من باهاش یه ساله قطع رابطه کردم راحتم ولی وقتی میرفتم تا وارد محیطی میشدم ک اون بود نفسم میگرفت
یه چیز دیگه هم اینکه دهنش بشدت نحسی داره و وحشتناک حسوده نسبت به همه بخصوص منی ک بچشم اگه میدید شوهرم چیزی برام گرفته ما بدون هیچ دلیلی بحثمون میشد یا دهنش همیشه به بدی راجبم باز میکرد و اتفاق میوفتاد متلا تا حیوون میدید میگفت میمیره بنداز اون ور و میدیدی در کمال تعجب حیوون بی دلیل فرداش مرده ماجرای تسخیرشم میگم حالا