من ۲۲ سالمه اما اختیار هیچیمو ندارم!!
هربار حرفی میزنم ک حتی در مورد خودمه میگه تو دخالت نکن😐😐
هربار ک میره خونه مادربزرگم بزور منو میبره منم دوس ندارم انقدر برم اونجا خوشم نمیاد سختمه
بعد الان اومد گفت پاشو اماده شو بریم گفتم من نمیام گفت پاشو هرجا من میرم توهم میای😐گفتم مگه دوسالمه ک بهم امر و نهی میکنی اخه من دوست ندارم بیام مگه زوره اخه😐بعد قهر کرد اومد تو پذیرایی نشسته گریه میکنه بعد از خودش فیلم میگیره میگه بمونه ب یادگار یروزی پشیمون میشید😐😐
واقعا میخوام سرمو بکوبم ب دیوار
نمیدونم چرا هنوز با ۲۲سال سن بهم گیر میدن!