با رفیقام قرار گذاشتیم بیایم کاروان پیاده
تو این سه روز و سه شب اول ک رابطم خراب کردن(تایپکای قبلی گفتم)
دومن هنوز تازه امشب شب شهادته ظهر از پیش خود برگشتن خونه
و من تنها و غریب خونه ی ادم غریبه موندم
از شدت تنهایی و بی کسی دارم پر پر میشم از همه خجالت میکشم حس بدی دارم
ب اون یکی رفیقمم زنگ میزنم ک پاشو بیا تنام بهانه میاره
چقد ادمای نیمه راه تو زندگیم زیاد شدن😭😭😭