داداشم اومده خونمون داشت بازی میکرد منم داشتم تند تند آماده میشدم که شوهرم بیاد بریم پایین قرار بود شام رو بیرون بخوریم
آماده شدم لباسم مشکی بود یکمم آرایش کردم و موهام فر کرده بودم اومدم که برم اشپزخانه داداشم من و دید اینجوری کرد واووووووووو چه خوشگلیییییبییی😂🥹
منم خندم گرفته بود😂
بعد خواستم در خونه رو باز کنم نذاشت خودش در و برام باز کرد گفت بفرمایید😂
ووویییی کوچولوی منننننن🥹
تازه برای دخترمم دامن پوشونده بودم داشت قربون صدقه اش میرفت و لپش رو بوس میکرد😂🥹