میگه ازدواج کن ولی خودش هیچ تلاشی نمیخواد بکنه حرفشم اینه که مادر منم هیچ کاری نکرده بود موقع ازدواجم!
در صورتی که من خواهر برادر ندارم با کل فامیل هم قطع رابطه س ولی اون زمان های قدیم همه ی مراسم و جهاز و ... شو به بهترین شکل ممکن اطرافیان براش فراهم کرده بودن
اما از من انتظار داره خودم همه چیزو از صفر تا صد آماده کنم
حتی یه دست لباس درست درمون هم نمیخره نگه داره برای روز مبادا انتظار داره لباسشم من بخرم
هم بفکر خودم باشم هم بفکر اون
بقیه زن های فامیل رو میبینم که چجوری دارن برا دختراشون از همون بچگی بدو بدو میکنن ولی این هیچی
انگار من مادرم این بچه