2777
2789
عروسی خودم توی یه روز بود ولی با دوتا مکان اونا برای مهمونای خودشون مجلس گرفتن ما برای مهمونای خودمو ...

چه جالب . قضیه مال چند سال پیشه؟ فرهنگتون اینجوریه؟

مواظب حرفاتون باشین بعضی وقتا یه حرف تا صبح یه نفرو بیدار نگه میداره ... :)

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم علت چی بود؟

رسمشون بود 

من طرف دوماد بودیم

^===خوشبختی چون سرابی دور دست .‌.و دل دریغ؛از نوری در این سیاهی ....این بغض سنگین -__- این خستگی مفرط ---این حس تهی ؛؛ همه و همه ؛ داستانی ست  که هرگز به پایان نمیرسد ===^

عروسی های ما اوایل اینطوری بود..هرکی تو خونه خودش مجلس میگرفت

خوشبحال مردها دلشان که بگیرد سیگار می‌کشند..هرزمانی هم که باشد بدون ترس ودلهره،به دل خیابان میزنند،حتی اگرشد وسایل دم دستشان رامیشکنند،اما ما زن ها چه؟؟؟نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است،نه سیگار با طبع لطیفمان سازگار...نه دل شکستن ظرف ها راداریم...مازن ها که دلمان میگیرد...زورمان به موهایمان میرسد...به ناخن هایمان میرسد...به بغضمان میرسد...ما زن ها درمواقع دلتنگی خیلی قوی که باشیم نهایت درگوشه ای مچاله می‌شویم وبی صدا می‌میریم..

تالار نه . ولی طرف ما رسمه خونه عروس یه مراسمه 

خونه داماد هم یه مراسم

 

آدمی را آدمیت لازم است.....عود را گر بو نباشد هیزم هست.     عشقای زندگی من خلاصه شدن تو سه چیز  پتوم، بالشتم،تختم.خدایا شکرت که اینا رو همیشه دارم  😍🌈همیشه عشق باشد همیشه برکت.۶۵۰ باشگاه پروازی.
چه جالب . قضیه مال چند سال پیشه؟ فرهنگتون اینجوریه؟

قدیما خیلی قدیما یعنی دوره مامان بابام اینجور بود 

ولی الان نه 

ما خرج عروسیمونو خودمون میدیم 

خونواده شوهرم نرمال نبودن میدونستم دعوا میشه

 معتقد بودم وقتی بابام داره خرج مهمونای ما رو میده چرا اختیار پذیرایی با مادر من نباشه؟ چرا مادر من دست نگاه کن باشه؟ 

واسه همین مراسم خودمونو جدا گرفتیم‌‌... 

و البته مراسم شوهرم اینا همونطور که فکر میکردم دعوا شد🙄

اینو همیشه با خودت تکرار کن که تو هیچ کی نیستی که به خودت اجازه بدی به بقیه راحت توهین کنی... در کمال ادب نظرتو بگو اگه نمیتونی مودب باشی پس منو ریپ نزن... من مثل تو حوصله دعوا ندارم... من مثل تو عادت ندارم یقه مردمو واسه طرز فکرشون بگیرم😊

بله قدیم ک عروسی‌ها تو خونه بود همینجوری بود الانم خیلی وقتها دیدم که خانواده عروس یه شب تالار میگیرن برای حنابندون با فامیلهای خودشون و اقوام درجه یکه داماد شب بعد خانواده داماد مراسم میگیرن البته بیشتر در مناطق کرد نشین مرسومه

یعنی توی یه شب عروسی بگیرن ولی ۲ تا تالار مختلف؟چه عجیب!

ما جشن عقد میگیریم خانواده عروس فامیلای خودشونو دعوت میکنن. ۶،۷ ماه بعدش خانواده داماد عروسی میگیرن

قوی بمون ، هنوز آخر قصه نرسیده !🌝💫️ 

سمت ما قدیم تر اینطوری بود، البته اون موقع تو خونه عروسی میگرفتن

حنابندون رو هر کس برای خودش میگرفت، وسط شب داماد حنا میاورد برای عروس

روز عروسی هم، خانواده عروس ظهر مراسم میگرفتن، بعد خانواده داماد میومدن عروس و میبرن شب عروسی سمت داماد بود

البته یکی از فامیل های شوهرم هم دوتا. عروسی گرفتن

چون خانواده داماد مذهبی بودن ولی خانواده عروس جشن هاشون مختلط بود

منتهی هر دوتا عروسی رو بابای داماد گرفت، نه اینکه بابایی عروس جدا بگیره

منطقه ما در دوروز متفاوت عروسی میگیرن هر خانواده برای فرزندشان ولی اگه باهم بگیرن دیگ مهمونا باهم می ...

کدوم منطقه هستی عزیزم

مواظب حرفاتون باشین بعضی وقتا یه حرف تا صبح یه نفرو بیدار نگه میداره ... :)

قدیما خیلی قدیما یعنی دوره مامان بابام اینجور بود ولی الان نه ما خرج عروسیمونو خودمون میدیم خونواده ...

اها قضیه واسه چند سال پیشه؟ 

حرف و حدیث پیش نیومد که چرا جدا گرفتن؟

مواظب حرفاتون باشین بعضی وقتا یه حرف تا صبح یه نفرو بیدار نگه میداره ... :)

البته یکی از فامیل های شوهرم هم دوتا. عروسی گرفتنچون خانواده داماد مذهبی بودن ولی خانواده عروس جشن ه ...

اها به خاطر تفاوت مذهبی

مواظب حرفاتون باشین بعضی وقتا یه حرف تا صبح یه نفرو بیدار نگه میداره ... :)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  17 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  17 ساعت پیش