بچه ها خاهرشوهر من رفته ناخن کاری یاد بگیره بعد دوستاش میومدن براش مدل میشدن
منم یبار از روی سادگی گفتم برای منم فردا میکاری گفت اره
ولی فردا زنگ زد دوستش اومد برای اونو کاشت
من خاستم برم جای دیگ گفتم حالا میخان بگن از حسودی رفت پیش کس دیگ بعدش هی اومد پیش من نشست گفت ار باید پول مواد بگیرم فلان کنم بهمان کنم
گفتم شاید بخاطر این میگ ک من پول بدم
گفتم پول اومد دستم میگم بکاری گفت نننننن این چه حرفیه مگه من از تو پول میگیرم فردا میکارم برات.باز فردا با یکی دیگ هماهنگ کرد اومد
بعد من با آرایشگاه هماهنگ کردم برم بکارم
چون ما تو یه خونه ایم رفتنی خودش خونه نبود خاهرش بود گفتن کجا میری گفتم میرم آرایشگاه گفت چیکار کنی گفتم میرم دیگه گفت میری ناخن بکاری بده ابجی بکاره دیگ برات گفتم دیگ وقت نداره اون.گفت ن تو نگفتی بگی میکاره گفتم چرا گفتم ،گفت یبار گفتی ک فرداش بچه ها اومدن منم گفتم دیگ وقت گرفتم مرسی
الان میدونم برم خونه میخاد بگه میگفتی من برات میکاشتم بنظرتون چی بگم باسیاست باشه