کسی هست اینجا؟ خیلی ناراحتم خوابم نمیبره گفتم اگه کسی هست دردودل کنم
شوهرم از وقتی باباش فوت کرده همش میخواد شبها بره خونشون بخوابه پیش مامانش معمولا هفته ای دو سه شب میره اگه تعطیلی باشه که همه شو میذه منم خیته شدم دیگه. مجبورم چیزی نگم چون خیلی قاطی میکنه اصلا منطقی نیست اگه بگم بمون خونه میگه تو حسودی امشب هم گفت یعنی چی میگی دلم تنگ میشه یعنی نرم خونه مامانم؟ تو سل*یطه ای. خیلی ناراحت شدم واقعا من دوستش داشتم دلم تنگ میشد ولی مهرش از دلم رفت انقدر کم میبینمش واقعا دیگه حسم داره بهش کم میشه مادرشوهرم مثل هوو رفتار میکنه انگار اون زن اول من دوم. تاپیک های قبلمم گفتم .
واقعا نمیدونم باید چکار کنم شوهرم راضی شد بره مشاوره ولی فقط یه روز رفت ادامه نداد. قبلا مامانی بود از وقتی باباش مرده خیلی بدتر شده
فق ط خواستم دردودل کنم خودمو خالی کنم😔