امشب با شوهرم بحثم شد خیلی غر زد
بخدا قسم از صبح رو پا بودم خسته اومد خونه داشتم شام میپختم یکم زردچوبه ریخت رو کابینت اینقد سرم غر زد تحقیرم کرد اومدم باهاش حرف بزنم گفت بگو گ.و.ه خوردم ریختم گفتم کوتاه بیا گفت پام ببوس سرم انداختم پایین گفت حالا که نمیکنی پس پاشو از کنارن برو نبینمت نذاشت حرف بزنم اروم بشم رفت خوابید
بچهام کوچیکن بزرگی ۱۴ سالشه گفتم امشب میخوام تنها بخوابم نمیخوام بیاین پیشم
چیکار کنم دلم میسوزه
ولی عصبیم خستم نیاز ب تنهایی دارم به گریه کزدن جیغ زدن چیکار کنم 😔😔