امشب راننده اسنپ رسید همون اول دیدم یه آقای لاغر تکیده و صورتِ استخونی با دندونای معتادی
دلم لرزید گفتم سوار نشم بشم سوار شدم همون اول شماره حساب گرفتم اونم موزیک گذاشت پولو زدم و نشونش دادم با روی خوش تشکر کرد
ترس منو گرفت گفتم این از ایناست که من محض ادب یه تشکر خشک و خالی کنم جوگیر میشه میره تو رویا
گفت موزیک رو کم کنم مودبانه گفتم مشکلی ندارم دیگه گفتم یااااا ابالفضل با سرعت بالا درحالیکه داشت میرفت هی میومد تو فرمونِ ماشین بعد خودشو چپ میبرد بعد میومد راست بعد پشت سرشو به تکیه گاه تکیه میداد سقف ماشینو نگاه میکرد بعد میومد جلو سرشو چپ و راست میکرد یهو میرفت تو فرمون دیدم با موزیک حس میگرفت کف دو تا دستشو بالا میآورد سر تکون میداد
لبخند میزد چشاشو نیمه باز میکرد مثل سگ میترسیدم از آینه با هم چشم تو چشم نشیم تمام اذکار رو خوندم گفتم معذرت میخوام خیلی ببخشید ممکنه موزیک رو کم کنید یهو به خودش اومد گفت بله بله معذرت خواهی نکنید دستمم با مهربانی گذاشتم که مثلا سر درد داشتم که یه موقع پیله میله نکنه دیدم بدون موزیک دوباره حس میگیره هی میره تو فرمونِ ماشین هی چپ و راست میکنه خودشو بعد سرشو به صندلی تکیه میده سرعتو زیاد میکنه وای خداااااا یعنی نمیدونستم چه گ..ی بخورم
حتی داخل محلم که وارد شد هی حس میکردم الآنه که بپیچه قبل لوکیشن پیاده شدم الکی دستمو گذاشتم کنار زنگ مثلا فشار میدم وقتی رفت و دور شد تا خونه رفتم جرات نکردم امتیازدهی رو کاری کنم اونو انکار کردم زنگ زدم به کارشناس پشتیبانی گفتم دیگه طولانی میشد ننوشتم نمیدونم چیکار کنم مطمئن شم دیگه کار نمیکنه اسنپ نگران بقیهم