دارم جدا میشم حتی جهزیه ام رو هم آوردم شوهرم اعتباد داره حق طلاق گرفتم داشتم فعلا زندگی میکردم پدرشوهرم زنگ زد ب بابام گفت بیایید وسیله هاتونو ببرید. دخترت حق طلاق گرفته فلان
ماهم رفتیم وسیله هامو آوردیم الان شوهرم را ب راه پیام میده پشیمونم برگرد هرکار بگی میکنم هرجا بگی خونه میگیرم زندگیمونو نابود نکن
دفعه قبل هم همینکارو کرد برگشتم رفتم چن ماه خوب بود دوباره شروع کرد ب مصرف
الانم میگ مواد منو نابود کرد من دیگ تسلیم شدم دیگ تعهد میدم حتی سیگارم نکشم
موندم چیکارکنم از طرفی دلم براش میسوزه از طرفی دیگ نمیخوام برگردم