اصلا تو بیماری هیچ توجهی به من نمکیکنه تو خونه کمک که اصلا من شاغلم و همه ی درامدم رو برای زندگی میدم
حالا یه مساله ایه
وقتی مریض میشه انتظار داره من ماساژش بدم مثل پروانه دورش بگردم
همین پرسروز رفتم دکتر یه جراحی کوچیک انجام دادم اومدم خونه تمام کارو کردم گرفت خوابید
دیشب میگه بیاپشتمو ماساژ بده خسته ام
کنم گفتم نمیتونم
قهر میکنه
البته برام قهرش مهم نیست
اگه محبت کنم بهش خوبه نکنم اینجوریه
من کجای کارم اشتباهه
اخه مگه میشه یه نفر اینقدر بی عاطفه باشه باورتون نمیشه گاهی تو مریضی و خستگی گریم میگیره اعتراضم میکنم میگه نرو سرکار خسته هم نشو