اصلا پرستار دیگه نیومد بهم سربزنه منم تنها بودم گفتم اومد بهش میگم میسوزه بعد ده دقیقه دیدم اصلا اون سرمای سرمو حس نمیکنم سرمم تند بود اخرشم صدامو نشنیدن تنها بودم یه اقای رفت صداش کرد اومد من اصلا دستمو تکون ندادم میگه تو تکون دادی اینطوری شده چرا. زودتر نگفتی از همون اولشم سوزش حس میکردم ولی گفتم شاید بخاطر سوزن باشه
خیلی خطرناکه نصف سرمم حیف شد ۲۰۰ سی سی رفته بود
بعد سرم تاری طبیعیه اصلا گریم گرفته خیلی بد باهام رفتار کرد دختره اونجا نشسته بودن بلند بلند با هم میخندیدن اصلا مهم نبود براشون یکی دیگه🥺