بچه ها این عکس واسه پارساله، درسته ک من هیچ وقت اولویت اولم فرهنگیان نبود ولی خب بازم به خاطر علاقه ی شخصیم شرکت کردم،همون پارسال تلاش کردم ولی خب حتی دعوت هم نشدم به اندازه ی خودم ناراحت شدم و خسته تر از همیشه من پارسال 21 سالم بود، دخترای هم سن و سال من تو این سن هرکدوم یه حرکتی زده بودن ولی من هی داشتم یه جورایی درجا میزدم و خب مشکلات روحی رو هم اضافه کنید و اون افسردگی رو
گذشت و تا بهمن نتونستم درس بخونم ، بهمن شروع کردم به خوندن ، دست و پا شکسته و ناامید و خسته ولی خودم رو کشوندم تا کنکور اردیبهشت بعدش هم شروع کردم واسه نهایی ها و خب در حد تایمی ک داشتم تلاش کردم وسط نهایی ها شب امتحان زیست انقدر کم آورده بودم ک میخواستم نرم سر جلسه ولی خب با خوندن های کم رفتم و نمرم شد 18 با تمام بی دقتی هام ، برگه م رو هم زود دادم و اومدم بیرون چون واقعا از نظر روحی کم آوردم بعد امتحان ها هم نرفتم ک تیر رو بدم و دیگ تمام اما بازم با همه ی این تفاسیر و از دل ناامیدی ها یه چراغ واسم روشن شد، درسته ک اولویت اولم نبود ولی خب با این حال روحی من بیشتر از این نمیشد و خب شاید این برام بهتره واسه همین اعتماد میکنم به مسیری ک خدا واسم خواست، اینم بگم هیچ سهمیه ی خاصی ندارم و منطقه 1 هستم، بمونید تا عکس بعد رو هم بذارم
