"یکی درخواست بده صحبت کنیم"
"توروخدا یکی میاد باهم حرف بزنیم؟"
"میشه یکی بیاد باهاش درد دل کنم؟"
"خیلی دلم گرفته هیشکیو ندارم باهاش حرف بزنم"
تاپیکهایی که گهگاه به چشمم میخورد و با بی تفاوتی توام با کمی تعجب ردشون میکردم ؛
یعنی چی؟منظورت چیه؟
ینی یه نفر ادم تو زندگیت نیس دو دیقه باهاش حرف بزنی و ارومت کنه؟
اخه مگه میشه،ادم حداقل یه نفر تو زندگیش هست که میتونه بهش پناه ببره..
یا حداقل هممون یه نفرو داریم که میتونیم روش حساب باز کنیم..
اما
حالا در روزهایی هستم که از این بی پناهی متعجب نمیشم.
با زبونی که نمیتونه گویای غم های روی دلم باشه
با کاسه ی صبری که فقط یک قطره کافیه تا لبریز بشه
و روح بی تاب و توانی که چشم انتظار یک آغوش امنه برای رها شدن ...
امید که زود بگذره این روزهایی که نفس کشیدن دشواره..
میگذره
اما
امیدوارم از ذوق چشمانم و شور زندگی درونم ، چیز زیادی به تاراج نبره.