2777
2789
عنوان

از عذاب وجدان دا م میمیرم😭😭😭

154 بازدید | 15 پست

از میوه فروش محلمون خرید کردم خریدام زیاد بود روبروش تاکسی تلفنی هست زنگ زدم گفت تو سرویس هستیم ۱۰ دقیقه ای میام بعد دوباره زنگ زدمگفتن بیایین اینور خیابون جلوی مغازه تاکسی تلفنی من دخترمم همراهم بود خریدارم برداشتیم رفتیم بازم نیومد بعد اونجا یه موبایل فروشی بود اومد گفت ماشین ندادن گفتم نه الان میاد بعد بازم زنگ زددم گفتن تو راهم بعد دیدم همون اقاعه که مغازه ی موبایل فروشی داشته رفته ماشینشو روشن کرده بوق میزنه میگه بیایین برسونمتونمنم اول فکر کردم از دوستای شوهرمه گفتم نه ممنون بعد اون رفت

زنگ زدم شوهرم اومد دنبالم(شوهرم مراسم ختم بود وگرنه از اول به خودش زنگ میزدم) شوهرم اومد دنبالمون من با خنده با لحن معمولی گفتم اون فلانی مغازه دار دوستت میخواست نارو برسونه گفتم نه

یا خداا من اینو گفتم شوهرم دییونه شد غلط کرده گوه خورده به تو میگه برسونمت مادو رسوند خونه منم خواهش التماس تمنا توروخدا دعوا راه نندازیا بخدا مزاحم نشد ولی کو گوش شنوا

رفته باهاش درگیر شده کتک کاری کرده دارم از عذاب وجدان میمیرم میدونم کارم بد بود بهش گفتم وای نمیدونستمم جنبه نداره آبروم رفت بچه ها چیکار کنم دلداریم بدین😭😭😭😢😢

خدایا شکرت

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

آخه خواهر من نباید هر چیزی رو که به شوهر گفت این نه یه چیز دیگه....یکم دهن سفت باشید....اگر خدایی نکرده خونی ریخته میشد چی؟ میشد یه عمر حسرت

با افتخار یه دختر دهه شصتی ام...من از تبار دخترهای تکراری نیستم من از نسل همان تافته های جدا بافته ام...              
آخه خواهر من نباید هر چیزی رو که به شوهر گفت این نه یه چیز دیگه....یکم دهن سفت باشید....اگر خدایی نک ...

من فکر کردم دوستشه گفتم فلانی دوستت میخواسته مارو برسونه اینم قاطی کرد بخدا انگار بدنم داره آب میشه از عذاب

خدایا منو ببخش

خدایا شکرت

ولا شوهر منم اینطوریه 


مثلا میخوای یع اتفاق رو براش تعریف کنی 

اونقدر عین باز جوها سوال میپرسه 

و دوباره از اول میگه تعریف کن تا ببینه چیزی پیدا میکنه دعوا راه بی‌اندازه 

ته ش هم میگن تو خنگی😬

خوش بین باش نسبت به همه چی😍....بد به دلت راه نده☺
ولا شوهر منم اینطوریه مثلا میخوای یع اتفاق رو براش تعریف کنی اونقدر عین باز جوها سوال میپرسه و دوبار ...


باورت میشه رفته بودیم بازار با شوهرم جمعیت شلوغ بود یه اقا اومد از پشت بهم چسبید بهم دست زد از ترس شوهرم لال شدم هیچی نگفتم

ولی اینم بخدا با لحنی که یذره احساس مزاحمت کنه نگفتم

خدایا شکرت

باورت میشه رفته بودیم بازار با شوهرم جمعیت شلوغ بود یه اقا اومد از پشت بهم چسبید بهم دست زد از ترس ش ...

دقیقا به خدا 

منم چند بار اینطور شد ،متاسفانه 


منم فقط از ترس آبروم چیزی نگفتم 

و فقط تو غلوت غصه خوردم

خوش بین باش نسبت به همه چی😍....بد به دلت راه نده☺
دقیقا به خدا منم چند بار اینطور شد ،متاسفانه منم فقط از ترس آبروم چیزی نگفتم و فقط تو غلوت غصه خوردم

من اصلا هیچی رو نمیگم بهش اینم کاش لال میشدم نمیدونستم تا این حد بی جنبه هست

خدایا شکرت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792