ببینید بیش از اندازه قربون صدقه میره
همش میگه من تیکه تیکه شم برام من قربونت برم
دردت بخوره تو سر من تو چیزیت نشه این به کنار
مثلا یکاری میخوام کنم میترسه مخالفتشو نشون بده من ولش کنم
شاید نهایتا یبار دوبار با مهربونی فراوان بگه این کارو نکن بعدش دیگه موافقت میکنه
من میدونم خیلی خیلی خیلی بدش میاد رفیق پسر داشته باشم ولی اون روز برا شوخی بش میگفتم رفیق پسر میخوام بعدش خندید گف عزیزم نمیشه
بعدش دید من اصرار دارم یجوری اینگار دو دل بود گف نمیدونم الان فکر میکنی من افکارم قدیمی هست و بدت میاد ازم دیگه ولی خب اگر پسر خوبی باشه عب نداره
ینی میترسه اصلا نظرشو بیان کنه من ولش کنم برم ینی چی اخه؟
بچه ها کلی هم خرج میکنه برام هر شب منو میبره بیرون هزینه های زیاد زیاد میکنه سوپرایزم میکنه
همشم میگه تورو خدا بزار بیام خواستگاری دیگه همش اصرار میکنه بیاد خواستگاری
من حس میکنم خیلی زن ذلیله بدم میاد